صفت بیانی
صفت ساده : صفتی است که تنها چگونگی و خصوصیت موصوف را
ميرساند بدون معنی فاعلی و مفعولی و نسبی...: هوایی خوب، اتاق گرم، مادر
مهربان
صفت فاعلی: صفتی است که بر کننده کار دلالت کند. و از حیث ساختمان هفت گونه است.
1- بن مضارع + نده: گیرنده
2- بن مضارع +ان: گریان
3- بن مضارع + ا: دانا
4- بن ماضی و بهندرت بن مضارع + ار: خریدار ،پرستار
5- بن ماضی یا مضارع +گار: آفریدگار، آموزگار
6- اسم معنی و بهندرت صفت یا بن فعل +گر: دادگر، سفیدگر
7- اسم معنی و بهندرت صفت یا بن فعل +کار: ستمکار، تراشکار
تذکر:
1-پسوند گر و کار در آخر اسم ذات صفتی ميسازد که بر پیشه و حرفه دلالت ميکند: زرگر، آهنکار
2-صفت فاعلی + پسوند ان گاهی تکرار ميشود و قید ميسازد: دوان دوان
3-گاهی ساخت فعل امر نوعی صفت فاعلی ميسازد: بزن برو
4-بن مضارع +اسم یا واژه دیگر نوعی صفت فاعلی مرکب ميسازد: دانشجو
3.صفت مفعولی: که آن را اسم مفعول نیز نامیدهاند، صفتی است که معنی مفعولیت دارد یعنی کار برآن واقع ميشود.
بن ماضی + ه: رفته، ساخته
گاهی لفظ شده نیز به آن اضافه ميشود: شنیده شده
تذکر:
1-اگر به اول صفت مفعولی اسم یا صفتی افزوده شود گاهی ه ميافتد. گل اندوده، گل اندود
2- برخی از صفتهاي مفعولی که از فعلهای لازم و بهندرت فعلهای متعدی ميآیند معنی صفت فاعلی دارند: رفته، خوابیده
4- صفت نسبی: صفتی است که به کسی یا جایی یا جانوری و یا چیزی نسبت داده شود.
به آخر اسم یا صفت و به ندرت ضمیر ی (نسبت) اضافه شود: تهرانی، خودی
علاوه بر "ی" نسبت علایم زیر نیز صفت نسبی ميسازد.
ین: سیمین، پسین انه: سالانه
ینه: پشمینه انی: روحانی
ه: دورویه گانه: دوگانه
گان: گروگان چی: پستچی
صفت لیاقت : صفتی است که شایستگی و قابلیت موصوف را ميرساند. مصدر + ی (لیاقت): خوردنی
درجات صفت:
1- صفت مطلق: بدون سنجش حالت موصوف را بیان ميکند: خوب، بزرگ
2- صفت برتر (تفضیلی): صفت مطلق +تر: خوبتر، بزرگتر
3- صفت برترین (عالی): صفت مطلق +ترین: خوبترین، بزرگترین
صفت از نظر رابطه با موصوف دو حالت دارد:
1-صفت پسین: که پس از موصوف ميآیند بیشتر صفتهای بیانی صفت پسین هستند.
2. صفت پیشین: که پیش از موصوف ميآیند که به بررسی آنها خواهیم پرداخت.
1- صفت اشاره: این و آن وقتی که همراه اسمي بیایند و بدان اشاره کنند.
این:برای اشاره به نزدیک آن: برای اشاره به دور