تذکر: جمله پیرو به مصدر یا صفت تاویل مي‌شود و در جمله پایه یک نقش نحوی بر عهده مي‌گیرد که به بررسی این نقش‌ها مي‌پردازیم.
الف - جمله پیرو به تاویل مصدر

1- در نقش نهاد: برای روشن کردن اتومبیل کافی است (پایه)، استارت بزنید (پیرو).

استارت زدن (نهاد) برای روشن کردن اتومبیل کافی است.

2- در نقش مفعول: تقاضا کرده است (پایه) که (حرف ربط) به شهر منتقل شود (پیرو).
به شهر منتقل شدن را تقاضا کرده است.
 
3- در نقش مضاف‌الیه: امید هست (پایه) که غم دلم نقصان پذیرد (پیرو).
امید
]نقصان‌پذیرفتن غم دل -مضاف‌الیه [ هست.

4- در نقش مسند: دیده را فایده آن است )پایه( که دلبر بیند )پیرو(.
فایده دیده دلبردیدن
)مسند( است.
5- در نقش قید:
تا سر زلف تو در دست نسیم افتاده است )پیرو(  دل سو دا زده از  غصه دو نیم افتاده است )پایه(
از هنگام
)قید( افتادن سر زلف  تو در دست نسیم، دل سو دا زده از غصه دو نیم افتاده است.

ب- جمله پیرو به تاویل صفت:
دو حالت دارد یا نقش صفتی مي‌پذیرد یا صفت جانشین موصوف است در نتیجه نقش‌هاي اسم را مي‌پذیرد.

حالت اول:  صفت
دانشجویی که مي‌کوشد (پیرو)، موفق مي‌شود (پایه).
دانشجوی کوشا (صفت) موفق مي‌شود.
حالت دوم: صفت جانشین موصوف
1- نقش نهاد
هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد
    بی‌گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد 
                    پیرو                                 پیرو                                   پایه

هر آورنده و شمارنده عیب  دگران پیش تو، بیگمان عیب تو... خواهد برد.

           صفت جانشین موصوف، نهاد

 2-نقش مفعول:
دوست مشمار آن که در نعمت زند
     لاف یاری و بردار خواندگی
        پایه                                          پیرو

آن ]در نعمت لاف یاری و برادر خواندگی زننده [ را دوست مشمار.

                                        مفعول

3- منادا:
ای که در کوچه معشوقه ما مي‌گذری
      بر حذر باش که سر مي‌شکند دیوارش
                                         پیرو                        پایه

ای ] در کوچه معشوقه ما گذرنده [ بر حذر باش 

منادا

ضمیر اشاره در جمله مرکب
گاهی در جمله مرکب ضمیر اشاره‌اي مي‌آید که مرجع آن، همان مصدر یا صفت ﻣﺆول است و ضمیر اشاره هر نقش نحوی داشته باشد مصدر یا صفت ﻣﺆول نیز آن نقش را خواهد داشت.

آن که مي‌کوشد موفق مي‌شود.

نهاد      پیرو           پایه

آن کوشنده موفق مي‌شود.

صفت  نهاد مسند فعل


جمله مستقل و ناقص
1- جمله مستقل یا کامل: جمله‌اي است که به تنهایی مفهوم روشن و کامل دارد. (آزادی بزرگ‌ترین نعمت‌هاست.)

2 -جمله ناقص: جمله ساده‌اي است که به تنهایی مفهوم روشن و رسایی ندارد.  (اگر وقت داشتم...)

جمله مثبت و منفی

1-جمله مثبت: جمله‌ايست که چیزی را خبر مي‌دهد یا طلب مي‌کند.

شیرین درس مي‌خواند. برای امتحان آماده شو.

2- جمله منفی: جمله‌اي است که چیزی را نفی کند یا عدم آن را طلب کند.

 شیرین درس نمي‌خواند. برای امتحان آماده نشو.

جمله معترضه: جمله‌اي است که در ضمن جمله اصلی مي‌آید و مفهومی یا نکته‌اي را توضیح مي‌دهد و اگر آن را حذف کنیم خللی در مفهوم اصلی پدید نمي‌آید. این جمله را بین دو ویرگول یا دو خط تیره مي‌گذارند.

استادم خدا او را بیامرزد مرد سخن‌شناسی بود.

دستور زبان و ادبیات فارسی 2     مولف: دکتر حسن انوری